واقع امر اینكه "وزارت عشق" ترسناك ترین وزارتخانه بود.هیچ پنجره ای در آن نبود.وینستون هیچگاه درون "وزارت عشق"پا نگذاشته بود مگر برای كار اداری ، و آن هم تنها با گذشتن از سیم خاردار،درهای فولادی و  آشیانه مسلسل های مخفی شده میسر بود.حتی در خیابان های مواقع امر اینكه "وزارت عشق" ترسناك ترین وزارتخانه بود.هیچ پنجره ای در آن نبود.وینستون هیچگاه درون "وزارت عشق"پا نگذاشته بود مگر برای كار اداری ، و آن هم تنها با گذشتن از سیم خاردار،درهای فولادی و  آشیانه مسلسل های مخفی شده میسر بود.حتی در خیابان های منتهی به موانع بیرونی آن ، نگهبانان گوریل چهره با اونیفورم سیاه و مسلح به تعلیمی گشت میدادند.نتهی به موانع بیرونی آن ، نگهبانان گوریل چهره با اونیفورم سیاه و مسلح به تعلیمی گشت میدادند.
 
 
جرج ارول - 1984

۱ نظر:

V گفت...

As soon as Winston is captured he knows he is going to the Ministry of Love. The Ministry of Love was the really frightening one. There were no windows in it at all. Winston had never been inside the Ministry of Love, nor within half a kilometer of it. It was a place impossible to enter except on official business, and then only by penetrating through a maze of barbed-wire entanglements, steel doors, and hidden machine-gun nests. Even the streets leading up to its outer barriers were roamed by gorilla-faced guards in black uniforms, armed with jointed truncheons