آلن  ( به دختر روشنفکر ) هاه ... واقعا تو کارهای فرانتز کلاین این یکی زیباس  ، نه؟
دختر - آره زیباس
آلن - تابلوئه به تو چی میگه؟
دختر -  این تابلو بازگو کننده ی وجه سلبی عالَمه . خلا کریه و غم انگیزِ وجود - نیستی - هاویه ی آدمی ، اجبار به زندگی تو ابدیتی بی ثمر و بی خدا ، عین شعله ی کوچیکی که تو یه فضای وسیعِ تُهی سوسو می زنه - و هیچ حاصلی هم نداره غیر هدر شدن ، وحشت و تباهی - تجسم لباسِ بلندِ بی روح و بیهوده ایه توی یه جهان تاریک و بی معنا .
آلن - شنبه شب چی کاره ای؟
  ( دختر ( دارد می رود بیرون 
خودکشی می کنم
آلن - جمعه شب چی؟؟


وودی آلن - دوباره اون آهنگو بزن سَم - مترجم : بهرنگ رجبی
Autumn Leaves


Artist : Eva Cassidy
Track Name : Autumn Leaves

ففه - فکر می کنم اگه بهش غذا بدیم و ازش مراقبت کنیم ، حالش بهتر میشه . فردا صبح باید یه تیکه نون نگه داریم که * از دور * م  صبحونه یه چیزی بخوره .
مومو - شاید فرشته ها نون نخورن
ففه - شاید قهوه دوست دارن . اونا تو آسمون کافی شاپ دارن .
مومو - شایدم چیزای دیگه می خورن . مثلا ستاره یا ابر . غذاهای نامرئی مثل دعاهای پس مونده و مِه .



نیلو کروز - نمایشنامه پیرمردی با بال های بزرگ - بر اساس داستانی از گابریل گارسیا مارکز - مترجم : محمدرضا فرزاد
نمی تواند باور کند که آن دو تا احمق واقعا رفته اند توی اتاقک ، محض خنده رفته اند . برای سرگرمی . این هم نشان می دهد که آنها چقدر خنگند ، چون همه می دانند که با طالع بین ها نمی شود شوخی کرد . نمی شود پیش بینی کرد که طالع بین چه خواهد گفت ، ولی وقتی که گفت ، به هیچ ترتیبی نمی شود جلوی آن اتفاق را گرفت . همین که شنیدی چه چیزی در انتظار توست ، دیگر در انتظارت نیست ، همین جا پیش توست . درِ خانه ات را چه به روی آینده باز کنی ، چه به روی یک قاتل - هیچ فرقی ندارد .
آینده . مگر همه به اندازه ی کافی از آینده خبر ندارند که تازه جزئیات آن را هم دارند زیر و رو می کنند ؟ فقط یک چیز است که باید از آینده بدانی : همه چیز بدتر می شود . اگر این را بدانی ، همه اش را می دانی . جزئیات به فکر کردنش نمی ارزد .


لاتاری ، چخوف و داستانهای دیگر - توبیاس ولف - آن میلرِ دیگر - مترجم : جعفر مدرس صادقی
The Thrill Is Gone


Artist : B.B King
Album : The Best of B.B King (Year 1987)
Track Name : The Thrill Is Gone


چه حرف‌ها! خبر از دل آدم که ندارند،نمی‌دانند هر آدمی سنگی‌ست که پدرش پرتاب کرده است.پوسته‌ی ظاهری چه اهمیت دارد؟درونم ویرانه است، خانه‌ای پر از درخت که سقف اتاق‌هاش ریخته است،تنها یک دیوار مانده با دری که باد در آن زوزه میکشد..


عباس معروفی - سال بلوا
Baby You Drive Me Crazy


Artist : Birdfeeder
Album : A Strange Faze (2011)
Track Name : Baby You Drive Me Crazy

نگاه می‌کردیم فقط. چشم که می‌افتاد به چشم هم، خواهشی دردناک تیر می‌کشید در رگ و عضله. کِش می‌آمد بدن تا بپَرد و شکلِ آغوش بشود. بعد نگاه‌های نگران به سمتِ راست. بعد، نگاه‌های نگران به سمتِ چپ. بعد، نگاه به بالا...بعد... و دیگر ترس آمده بود آنقدر نزدیک که عضله‌ها بر می‌گشت؛ مثلِ ذوب شدنِ زهِ کمانی کشیده شده.




رضا قاسمی - وردی که بره ها می خوانند
دیگر از یک لیوان نخواهیم خورد
-------------
دیگر از یک لیوان نخواهیم خورد
نه آبی، نه شرابی
دیگر بوسه‌های صبحگاهی نخواهند بود
و تماشای غروب از پنجره نیز
تو با خورشید زندگی می‌کنی
من با ماه
در ما ولی فقط یک عشق زنده است

برای من، دوستی وفادار و ظریف
برای تو دختری سرزنده و شاد
اما من وحشت را در چشمان خاکستری تو می‌بینم
توئی که بیماری‌ام را سبب شده‌ای
دیدارها کوتاه و دیر به دیر

در شعر من فقط صدای توست که میخواند
در شعر تو روح من است که سرگردان است
آتشی برپاست که نه فراموشی
و نه وحشت می‌تواند بر آن چیره شود
وای کاش می‌دانستی در این لحظه
لب‌های خشک و صورتی رنگت را چقدر دوست دارم.






آنا آخماتووا -  مترجم : احمد پوری 

این زن همان زن است
همان زن
که حالا ساعتی از کار افتاده است
و عقربه‌ی شعرهایش
دیگر به پای هیچ مردی نمی‌چرخد



منیره حسینی