یاد اون شوخی قدیمی افتادم ، میدونین ، یک نفر میره پیش رونکاو و میگه :" دکتر ، برادرم دیوونه شده ، فکر میکنه مرغه " دکتر می گه :" خب ، چرا بستریش نمیکنی؟" و طرف میگه :" میخوام ، اما آخه تخم مرغ هاش رو لازم دارم " خب ، فکر کنم این شوخی ، خیلی خوب احساس من رو نسبت به روابط آدم ها نشون میده . می دونین ، همه غیر عقلانی ، احمقانه و پوچ ان و .. اما .. فکر میکنم ، برای این ادامه اش میدیم که ... بیش ترمون تخم مرغ ها رو لازم داریم . 

وودی آلن - انی هال 

۱ نظر:

V گفت...

I thought of that old joke: This guy goes to a psychiatrist and says, 'Doc, my brother's crazy, he thinks he's a chicken.' And the doctor says, 'Well why don't you turn him in?' and the guy says, 'I would, but I need the eggs.' Well, I guess that's pretty much now how I feel about relationships. They're totally irrational and crazy and absurd, but I guess we keep going through it because most of us need the eggs