به تو یاد خواهند داد که هروقت تنها شدی از ترس فریاد بکشی ، یاد خواهند داد که مثل بد بخت ها به دیوار بچسبی ، یاد خواهند داد به پای رفقایت بیافتی و کمی گرمای بشری گدایی کنی . یادت خواهند داد که بخواهی دوستت بدارند ، بخواهی قبولت داشته باشند ، بخواهی شریکت باشند . مجبورت خواهند کرد که با دختر ها بخوابی ، با چاق ها ، لاغر ها ، با جوان ها ، با پیرها . همه چیز را در سرت به هم می ریزند ، برای اینکه مشمئز شوی ، مخصوصا برای اینکه مشمئز شوی . برای این که از امیال شخصیت بترسی ، برای اینکه چیزهای مورد علاقه ات استفراغت بگیرد . وبعد با زن های زشت خواهی رفت و از ترحم آنها بهره مند خواهی شد و همچنین از لذت آن ها ، برای آن ها کار خواهی کرد و در میانشان خودت را قوی حس خواهی کرد ، و گله وار به دشت خواهی دوید ، با دوستانت ، با دوستان بی شمارت ، و وقتی مردی را می بینی که تنها راه می رود ، کینه یی بس بزرگ در دل گروهیتان به وجود خواهد آمد و با پای گروهیتان آن قدر به صورت او خواهید زد که چیزی از صورتش باقی نماند و دیگر خنده اش را نبینید ، چون او می خندیده است

كريستوفر فرانك - میرا

هیچ نظری موجود نیست: